![]() |
ترنم |
![]() |
| عاشقانه |
|
امید رهایی
|
|
هو الحــــــــــــــــق امشب دلم به پهنای تمام آسمان تنگ است الهی از زندگی در میان این آدمیان" خسته و دلشکسته شده ام الهی مرا ببر تا از هر چه غیر از توست رها شوم الهی امشب خسته و دل افگار رو به آسمان کرده ام و تو را میجویم ای فریاد رس درماندگان به فریادم رس که جز تو هیچ پناهی نیست و جز آغوش پر از مهرت مرا امیدی نیست دل از همه بریده ام و رو سوی تو کرده ام الهی مرا در این تاریکی شب دریاب دیگر از این دنیای فانی و پر از مکر و فریب به ستوه امده ام و هیچ آرزویی جز لقایت ندارم مرا با خود ببر
احساس مي كنم اينجا ، قدري هوا كم است تا بوي نان و سكه در اين شهر پر شده است دل خوش مكن تو بر تبسم و لبخند مردمش اينجا اگرچه لاف عاشقي از حد گذشته است احساس غربت اگر ميكني ، هيچ عجيب نيست در نيمه شب همه آرام خواب ، ولي بهر ديدنت آبی تر از آنیم که بـیرنگ بمــیریم ازشیشه نبودیم که با سنگ بمیــریم تقصیر کسی نیست که اینگونه غریـبـیم شاید که خدا خواست که دلتــنگ بمیریم
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است ........ بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست ..... او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست ...... در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است. بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي ...... مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست ...... بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنويسيد ...... روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تـنهائيم را حس نکرد در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايا نـيم را حس نکرد |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 20:25 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
تک تک تپش های بی امان قلبم تو را فرياد می زنند
ای بی نیاز کننده نياز مندان تمامی رحمتت را نياز مندم |
|
RSS
|