![]() |
ترنم |
![]() |
| عاشقانه |
|
یاد ایام
|
|
هوالمعشوق
مگذار که صولت خشم، حصار بردباري مرا درهم بشکند و حمله حسد، مناعت فطرت مرا به خفت و مذلت فروکشاند. پروردگارا روا مدار که سر به دنبال هوس بگذارم و در ظلمات جهل و ظلال، از چراغ هدايت به دور افتم و بيغوله را از شاهراه بازنشناسم. روا مدار که به خواب غفلت فرو افتم و کيفر غفلت خويش ببينم. روا مدار که به خاطر هوس خويش، پاي بطلان بر عنوان حق گذارم و باطل را بر حق برگزينم. پروردگارا مگذار دامان وجودم به پليدي هاي گناه بيالايد و مگذار که معصيت ها را - هر چه هم کوچک باشد- کوچک بشمارم و نسبت به ملاهي و مناهي بي پروا باشم. روا مدار که طاعت اندک خويش را بسيار ببينم و به خويشتن ببالم و گردن استکبار و افتخار برفرازم. پروردگارا به تو پناه مي برم که به حق خويش اکتفا نکنم و از حد خويش پاي به در نهم و آن چه را شايسته من نيست، تمنا بدارم. به تو پناه مي برم از اين که مظلومي را در چنگال ستم کاران وابگذارم و تا آن جا که قدرت و قوت دام از حمايتش مضايقت کنم. به تو پناه مي برم و از تو مي خواهم که مرا پناه دهي و آتش نخوت و غرور به خرمن اعمال در نيندازي. الهي روا مدار که پنهان ما از پيداي ما ناستوده تر باشد و در وراي صورت آراسته ي ما سيرتي زشت و ناهموار نهفته باشد. يا ارحم اراحمين صحيفه ي سجاديه دلا بـسوز کـه سوز تو کارها بـکـند
حدیث مستان گفتا تو از کجایی ؟کاشفته مینمایی؟
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
این هم عکس یک کوچولوی ناز
السلام علیک یا صاحب الزمان(ع) ای آفتاب حسن برون آدمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست |
|
2 نوشته شده در
جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 9:10 توسط علی |
|
|
عشق است حسین
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 8:55 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
تک تک تپش های بی امان قلبم تو را فرياد می زنند
ای بی نیاز کننده نياز مندان تمامی رحمتت را نياز مندم |
|
RSS
|