![]() |
ترنم |
![]() |
| عاشقانه |
|
|
|
هو الکریم
|
|
2 نوشته شده در
شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 21:49 توسط علی |
|
|
تمنای وصال
|
|
هو المعشوق
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه ای تیره غمت را دل عشاق نشانه خواهد به سرآیدشب هجران تو یا نه جمعی به تو مشغول و تو فارغ ز میانه هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو هر جا که شدم پرتو کاشانه تویی تو در کعبه و در دیر چو جانانه تویی تو منظور من از کعبه و بتخانه تویی تو مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه ای تیره غمت را دل عشاق نشانه بلبل به چمن زار گل رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار نهان دید عارف صفت حمد تو از پیر و جوان دید یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه عاقل به قوانین خرد راه تو جوید دیوانه برون از همه آئین تو پوید تا غنچهء نشکفتهء این باغ که بوید هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه رفتم به در صومعه زاهد و عابد دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد در بتکده رهبانم و در صومعه زاهد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
چشم بيا ندازيد و دل مبازيد كه دير يا زود بايد گذاشت و گذشت امام علي(ع)
غزل هجرت
از جهان پرزده در شاخ عدم لانه كنم رسد آن حال كه در شمع وجود دلدار بال و پرسوخته كار شب پروانه كنم روى از خانقه و صومعه برگردانم سجده بر خاك در ساقى ميخانه كنم حالى حاصل نشد از موعظه صوفى و شيخ رو به كوى صنمى واله و ديوانه كنم گيسوى و خال لبت دانه و دامند چسان مرغ دل فارغ از اين دام و از اين دانه كنم شود آيا كه از اين بتكده بربندم رخت پرزنان پشت بر اين خانه بيگانه كنم
السلام علیک یا صاحب الزمان(ع)
زده ام فالي و فريـــاد رســي مي آيــد |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 8:47 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
تک تک تپش های بی امان قلبم تو را فرياد می زنند
ای بی نیاز کننده نياز مندان تمامی رحمتت را نياز مندم |
|
RSS
|