|
![]() |
ترنم |
![]() |
| عاشقانه |
|
شوریده
|
||||||||||||
|
هوالمحبوب الهی! قلبی محجوب و نفسی معیوب و عقلی مغلوب و هوایی غالب و طاعتی قلیل و معصیتی کثیر و لسانی مقر بالذنوب بار خدایا! دلم در پرده است و نفسم معیوب و عقلم مغلوب و هوسم غالب و طاعتم کم و گناهم بسیار و زبانم مقر به گناه
فکیف حیلتی چه چاره ای دارم؟!
یا ستار العیوب و یا علام الغیوب و یا کاشف الکروب ای پرده پوش عیوب و ای دانای غیب ها و ای بر طرف کننده گرفتاریها
اغفر ذنوبی کلها بحرمه محمد و ال محمد بیامرز گناهانم را، همه آنها را بحرمت محمد و آل محمد
یا غفار و یا غفار و یا غفار ای بخشاینده بخشایندگان
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
السلام علیک یا صاحب الزمان
ايام بگذرانم در انتظار مهدي قدر و دخان بخوانم در انتظار مهدي ابر كرم بباران بر كوي سربداران بر كف گرفته جانم در انتظار مهدي در بين هر مناجات با وعده ملاقات ساعات بگذرانم در انتظار مهدي شب تا سحر بسوزم ديده به در بدوزم چون شمع نيمه جانم در انتظار مهدي جمعه به جمعه نالم ناله برد مجالم ياسين و ندبه خوانم در انتظار مهدي من نذر صبح نورم وقف شب ظهورم زنده اگر بمانم در انتظار مهدي هر لحظه دارم اميد بينم جمال خورشيد مانند سايبانم در انتظار مهدي داني كه اهل دردم شب گرد و كوچه گردم هر سو سري كشانم در انتظار مهدي باشد گواه صبرم چشمان پر ز ابرم وين اشك خونفشانم در انتظار مهدي با سوره تبارك در اين مه مبارك همچون فرشتگانم در انتظار مهدي اي پيك هر شب من لبيك بر لب من اين است ارمغانم در انتظار مهدي
دلتنگی دلم تنگ است .. از فاصله ها ، دلم تنگ است ، برای شمیم دلنواز حریمت برای اشتیاق عاشقانت برای دستان رو به آسمانت برای پرواز کبوترانت و برای صدای بال و پر زدن.. دلم تنگ است ..صدایم کن ، و دوباره بال و پرم ده تا بار دیگر دل پاره پاره ام را با انوار طلایی مهرت وصله کنم، صدایم کن تا دوباره آهنگ تند تپشهای قلبم را بشنوم صدایم کن تا دگر بار اشکهای نیاز نگاهم را به هوای کویت متبرک کنم.. و دوباره دیده ام به روشنای نگاه تو روشن شود هر روز به امید نگاه پر مهر تو رو به حریمت سلام می دهم و چشمانم را به آسمان دور حریمت دوخته ام .. صدایم کن .. دلم تنگ است..
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
|
||||||||||||
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 8:54 توسط علی |
|
|
نیایش
|
|
یا ذا الجود و السخاء الهي جودك بسط أملي و عفوك أفضل من عملي
پروردگارا! سپاس از اين همه عشقی که درون من قرار دادی. پروردگارا! سپاس از اينکه تو پوشش بر عيبهای من هستی. سپاس که آمرزنده گناهانم هستی. سپاس از اينکه راه راست را به من نمودی. سپاس از اينکه من را عاشق و مست و ديوانهي کوی درت قرار دادی. چرا که لحظه لحظه با ذکر تو همچون مستان سرخوش و ديوانهام. پروردگارا سپاس از اينکه بر من رسولانی فرستادی تا راه را از بيراهه بازشناسم. پروردگارا! ای آفريدگار جهانيان کمک کن. کمکم کن که تا زندهام در راه رسالتی که بر عهدهام گذاشتهای صبور باشم و شکيبا.کمک کن که تا زندهام دست از طلب تو برندارم. آفريدگارا! تو خويش میدانی که چه دردی در سينه دارم. درد خنجرهايي که بر پهلويم نشسته، کمرم را شکسته است و بغضی که در گلو میفشارم از تيغ تيز زبان نااهلان و نامحرمان گلويم را فشرده است؛ نامردمانی که به وقت نياز همچو موشاند و به قت سيری چون الاغانی چموش. پروردگارا! به تو پناه میبرم از ناکسانی که گستاخانه پای در جای پای تو مینهند و قضاوتهای خود در لباس دوست و دشمن خنجر میزنند و زهر مینوشانند که از ياد بردهاند قاضی تنها خداست. پروردگارا! مگذار که در راه تو سرد و سرخورده شوم. بار الها کمکم کن. دستانم را به سويت دراز میکنم و به درگاهت التماس میکنم مگذار که کينه مردمان بر دل گيرم. دلم را از حسد و کينه و نفرت و هوس و نافرمانی پاک کن که میدانم اگر ذرهای از هر يک بر دل داشته باشم؛ در راه تو، راه به سلامت نخواهم پيمود. بارالها! مگذار که شعله فروزان عشق در من خاموش گردد. مگذار که تا زنده ام عطر گل ياس وجودم خفه و ساکت شود که میدانم آنکه بیعشق زيد مردهای بيش نيست. پروردگارا! از گناهانم درگذر و سايه مهر رسولم را از سرم بر مدار که خشنودی تو را و خشنودی او می بينم. ياريام ده. ياريام ده تا بتوانم از برای مردان خدا يار و یاوری استوار باشم. ياريم ده تا در برابرناملايمات صبور و در برابر قضاوتهای مردمان ساکت وآرام باشم. ياريم ده تا زبان جز به کلام باز نکنم که میدانم بر بيهوده گويان عذابی سخت و دشوار است. به من بينايي عطا کن. بينايي که بتوانم همه چيز را از دريچه نگاه تو بنگرم و همه چيز را در کنار هم و در پيوستگی باهم بدانم نه با ديد پر از غرور و خودخواهانه خويش. ياريم کن تا آنقدر بتوانم خود را پاک و پاکيزه و رها از تعلقات دنيا نگاه دارم که زمان رسيدن مرگ چيزی برای از دست دادن نداشته باشم چرا که میدانم کسانی امانتدارند که هر آنچه برای از دست دادن دارند امانت بدانند.
میلاد باسعادت سومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت کریم اهل بیت(ع)، فرزند علی(ع) و فاطمه(س) حضرت امام حسن مجتبی(ع) مبارکباد.
اي مولود خجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، درپيشگاه كرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. رسول رحمت، تو را بر شانه هاي خويش سوار مي كرد و بر تو مباهات مينمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علي(ع) هستي. تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو. و اينك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم
ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت ببوی او دل بيمار عاشقان چو صبا بصدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست طربسرای محبت کنون شود معمور لب از ترشح می پاک کن برای خدا کرشمه تو شرابی به عارفان پيمود چو زر عزيز وجودست شعر من آری خيال آب خضر بست و جام کيخسرو زراه ميکده ياران عنان بگردانيد
در میکده دوش زاهدی دیدم مست تسبیح به گردن و صراحی در دست گفتم : ز چه در میکده جا کردی ؟ گفت از میکده هم به سوی حق راهی هست
یا اباصالح المهدی (عج)
جفا از من بوَد اما جوابش لطف تو زیباست
بگذار گل لبخند بر لبانت بشکفد بگذار مثل کودکی باشی شاد، ساده، در لحظه
آغاز هر روز به یاد آر که می توانی دل دیگری را شاد کنی زیرا این تویی که خوبی و زیبایی زیبایی در درون توست و این زیبایی با حضور تو جهان را از خود لبریز می کند به افکار بزرگ فکر کن اما از شادیهای کوچک لذت ببر چه می شد زمانی را برای بوییدن گلهای سرخ وقت صرف کنی مثل مثبت ترین و پرشورترین کسی شو که می شناسی بگذار همه چیز ساده باشد هیچ فرصتی را برای ابراز محبت از دست مده امروز با خود مهربان باش توانایی عشق ورزیدن بزرگترین موهبت خداوند به انسان است عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری سرشارتر می گردد عشق آنست که با همه توان خویش دیگری را یاری کنی تا به رویای خود واقعیت بخشند هیچ وقت به این فکر کرده اید که هر روز چند نفر در انتظار دیدن تنها یک لبخند شما هستند؟
خداوندا، مرا ابزاری در خدمت صلح خود قرار ده . در هر آنجا که نفرت وجود دارد، بگذار که من بذر عشق در آن بکارم. در هر آنجا که دلشکستگی هست، بخشش. در هر آنجا که شک هست، ایمان. در هر آنجا که نامیدی هست، امید. در هر آنجا که ظلمت هست، نور. و در هر کجا که غم هست بذر شادی بکارم. ای خداوند بزرگ، به من این نعمت را عطا کن که آنقدر که به دنبال تسکین دادن هستم به دنبال تسکین یافتن آنقدر که به دنبال درک کردن هستم به دنبال درک شدن آنقدر که به دنبال دوست داشتن هستم به دنبال محبوب بودن نباشم. چرا که در دادن است که ما همه چیز دریافت می کنیم. و در بخشیدن است که بخشوده می شویم. ودر مرگ است که در زندگی ابدی زاده می شویم. خداوندا ما را نی، بلکه خود را جلال ده. ما را چراغی بگردان تا نور تو را به دنیا و در میان تاریکی بتابانیم، ما را چون فانوس دریایی ساز که کشتی ها را در میان دریای بی کران و ظلمانی و صخره های تیز نامیدی رهنما باشیم. استعدادی را که به ما بخشیده ای و برایش تو را سپاس می گوییم در دستان خود بگیر و برای تسخیر قلب مردمان به کار بند. ما را نور ونمک جهان گردان، چراغی که نور تو را می تاباند و نمکی که ازمیان گندیدگی عامل فساد را بیرون سازد. و حرف های ما را تبدیل کن تا روح تو باشد که سخن بگوید. آمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین.
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 10:22 توسط علی |
|
|
عشق
|
|
هوالمحبوب
چشمم به عنايات توست. شکسته بالی هستم که دل خويش به تو بسته ام، و شوريده سری که بر درگاه تو نشسته ام. اينک اين من و اين افسرده حالی ام، اينک اين من و اين دستهای خالی ام. و اينک اين تو و آن دريای مهربانی ات و اين تو و آن لطفهای آسمانی ات. اگر باز هم به نافرمانی ات دست يازم و اگر چندباره به شکستن پيمانم چنگ اندازم، رشته اميدم بريده شود و پرده های عيب پوشِ پيش رويم دريده شود. نگهدارا! تو خود مرا از افتادن در دام پرفريب گناه باز دار و جانم را از اين آشوب به در آر. دريغا که اندام ناتوانم به تازيانه انتقام تو نواخته شود، و اندوها که پيکر بی تابم، زير شلاق مجازات انداخته شود. مرا مزن و به باد نکوهش مگير، بديها و کردارهای ناشايست مرا بپوشان و توبه ام بپذير. اگر بر توسن شهوت خويش نشينم، و جز خود و دنيای کوچکم کسی را نبينم، همه چيز را برای تنها خود می دانم و تا کرانه های دور شتابان می رانم، آن دم به خود می آيم که چيزی برايم نمانده است، و اسب هوس مرا در کويری خشک نشانده است. آنک منم سزاوار آن که مرا از چشم خويش اندازی و در دايره خشم خويش اندازی. الها! اگر تو بخواهی، از زمينه های خشم خويش می کاهی، و مرا در زير نگاه خود می داری و در پناه خود می شماری. فرجام هر کسی که به چيزی اميد بسته، آن است که دل از همه گسسته و تنها و تنها به تو پيوسته است، سرانجام هر کسی که راهی را پيموده آن است که رشته خويش از همه بريده و تنها به سرای تو رسيده است، تو چکاد شيفتگی مردمانی، و يگانه آرامبخش زندگی بندگان. اگر منت تو نباشد حاجت ما روا نمی شود و اگر قدرت تو نباشد خواسته های ما ادا نمی شود؛ ما امّا منت پذير توايم و تو به توان والای خويش دستگير
عاشق بودن To love someone بخشیدن تا سر حد فقر است is to give until your heart aches, والاترین هدیه ها بین دوستان The greatest gifts shared between two people اعتماد است و درک متقابل are trust and understanding, این دو ارمغان عشق اند. Which come from love. عشق ایثار چیزی بیش از تمامی خود است، ten percent of yourself and wanting something تنها در طلب لبخندی کوچک. as simple as a smile in return. عاشق بودن To love someone دیدن نه تنها با چشم که با دل است is to be able to see not only with your eyes but eith your heart, پرورش بینشی در ژرفای احساس خود و دیگری است it is to develop insight into your feelings and the other person's feelings, داشتن درکی نیکو از پیوند میان دو انسان است. And have a good understanding of your relationship.
* Love in a tear*
If you were a tear in the rain pouring Down on me I'd be standing there If you were a tear in the wind ever blowing If you were a tear running down my cheek You are a release form the hurt so to speak I Love Walking In Rain Because Nobody Can See Me Crying!
عشق یعنی!
عشق يعني آتشي در عمق جان عشق يعني درد پيدا را نهان
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 13:17 توسط علی |
|
|
ضیافت عشق
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم یا حق سلام، به تو سلام مي دهم و با تو سخن مي گويم، اما چگونه با تو حرف بزنم؟ در حالي كه به گفته هايت پشت كرده ام؟ چگونه در اقيانوس عشقت غوطه خورم در حالي كه در قلب كويرم؟ چگونه شميم با تو بودن را استشمام كنم در حالي كه در مزبله ماديات جان مي سپارم؟ من با تو چه بگويم؟ چه دارم كه بگويم؟ حال قلبم در كلام نمي گنجد، و در وصف نمي آيد، سخن از بيان درونم عاجز است. دلم شهپر عشق دراورد و قاف تا قاف جهان را گشت ولي دلپذير تر از قله قاف تو جايي نيافت. تو اي پرواز پروازم! تو اي اوج نيازم! تو اي پاي رفتنم! تو اي دليل بودنم! تو اي كلام گفتارم! تو اي منظر ديدارم! تو اي همه هستي ام! تو اي شراب مستي ام! بيا كه اسير در زمينم، خشكيده در جايم، نيستم، گنگم، نابينا و هوشيارم! دل، رفت و ديد و عاشق شد، اما تن نمي رود، مي رنجاند، مي آزارد. خدايا! ياري ام كن. معشوقا! عطشان عشقه عشقت بر شجرهه وجودم غوغا مي كند، سيرابش كن. خدايا! جاودان آتشبان آتش عشقت در وجودم باش، ضجه عاجزانه ام را بشنو و روحم را، كه از فرط خستگي از انتظار ديدارت، سر به ديوار تن مي كوبد، عروج، مژده ده. مرا درياب در منتهاي فقر فضايل، مرا درياب در انتهاي كوچه هاي تنگ رذايل. مرا درياب در اعماق گندآب بي تو بودن و بياموز به من سبز بودنرا، به من بياموز جوانه زدن را. خداي من! مرا درياب در ميان گردباد دلبستگيها كه مي شكند ساقه وجودم را، وجودي كه هزار غنچه عشق دارد، هزار غنچه عشق. مرا درياب قبل از شكستن، پيش از آنكه در سياهي همچون يلداي گناهان محو شوم. اي ماندگار! اي ماندني ترين عشق! اي رعناترين! اي يكتا ياور ناز! اي شيرين زيستن! اي باعث بزرگي! اي بزرگ! اي جدا از من و با من! اي بي نياز از من و دوستدار من! اي استاد مهرباني! اي مهربان! اي صادقترين! اين صداي من است عاشقانه ترين صدايي كه مي خواند! صميمانه ترين سخن ها را در دوستي ات، كه بسي كمتر از دل است، مي گويم: از دست رفتن را براي به دست آوردنت با تمام وجود استقبال مي كنم و شادمان از مهر تو در سينه ام، به دنيا مي خندم. تو بگو چگونه سپاس گويم نعمات بي دريغت را، كه بر من فرو ريخته اي! آه! زباني نيست، عملي نيست، تحفه اي نست در سپاس اين همه بخشايش. اين اشك هاي بي حساب، قصري از آينه خواهند شد نمايانگر تو در آسمان، براي عاشق ترين نادان! نادان ترين عاشق! اي تواناترين عشق! تواني ده بسيار، در گذشتن از بندگانت كه مي تواني،و مهربانيي سرشار، بي كران، عظيم، بي نظير، پاك، خالص چنان خودت. ياري كن زندگي را، نه آن گونه كه هست، بلكه همان گونه كه بايد باشد، باور كنم. پاكترينم! به صداقت احساسم سوگند به پاكي خودت، دوستت دارم. اي تو در امروز و فرداي من! به خلوص كلامت سوگند، اين عشق سرشار را تو در سينه ام نهاده اي.
شريفا! كار من به كارگيري تشبيه و استعاره نيست و مهارتي هم در نگارش ندارم. نمي دانم چه مي گويم تنها از گرمي خوب نگاهت حرفهايي مي گويم كه نشان دوستي بي حد من است. اما نه، نيست! بگذار بارانت را بر خود احساس كنم آه، اي بارش مكرر نور! بگذار به يقين در دوستي ات برسم و رود زيبايي شوم كه از ميان سبزه زاران به آرامي و طنازي و دلپذيري و رعنايي راه رسيدن به دريا را عاشقانه مي پويد و شايد در انتظار رسيدن نيست كه، شوق رفتن و در راه بودن، خود، شعفي عاشقانه است. يد از تار و پودهاي خوب بودن بگريزم و خوبي را چنان كه تو خواهاني زنده گردانم. آه، اي عزيزم! من در تو روييده ام، از تو نور و آب و خاك و استعداد رويش گرفته ام، سبز شده ام، گل كرده ام و از باغچه عشق تو هيچ دست هرزي جدايم نتواند كرد و اگر اندكي جدايي باشد دوباره رويشي سريع مي آغازم. چه، من گياهي خودرو هستم، پس لذت باليدن را به من بچشان. انديشه هايم به بزرگي مي گرايند و از چون ديگران بودن مي گريزند. انگيزه هايم آينه تو هستند.
با سلام خدمت سروران گرامیم و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه مبارک مرا از دعای خیرتان محروم نفرمایید. یا حق
دعاي امام سجاد ع در طلب عاقبت بخيري بسم الله الرحمن الرحيم
اي كه يادت يادكنندگان را شرف است، و شكرت شكرگزاران را كامروايي است، و اي كه فرمانبرداريت براي فرمانبرداران نجات و رهايي است، بر محمد و آلش درود فرست و دلهاي ما را به ياد خودت از هر ياد و زبان ما را به شكر خودت از هر شكر و اعضايمان را به طاعت خودت از هر طاعت مشغول دار، و اگر براي ما فراغتي از كار مقدر كرده اي پس آن را فراغت همراه با سلامتي قرار ده تا در دنبال آن هيچ وبالي به ما نرسد و در آن فراغت ملالتي به دامن حيات ما ننشيند تا نويسندگان اعمال زشت از نزد ما دفتري خالي از كردار بد برگردند و نويسندگان خوبيها به سبب آنچه از حسنات ما نوشته اند شادان و مسرور بازآيند و چون روزگار حياتمان سپري شود و رشته زندگيمان بگسلد و آن دعوت تو (مرگ) كه از خودش و اجابتش گريزي نيست ما را فراخواند پس بر محمد و آلش درود فرست و پايان آنچه را كه نويسندگان پرونده بر ما مي نويسند توبه اي مقبول قرار ده كه بعد از آن ما را بر معصيتي كه كرده ايم و نافرمانيي كه مرتكب شده ايم توبيخ و سرزنش نكني و پرده اي كه بر ما پوشانده اي در برابر ديده حاضران از روي كار ما برمدار در روزي كه اخبار بندگانت ر ا آشكار مي سازي زيرا كه تو نسبت به هر كه تو را بخواند مهرباني و تقاضاي هر كه تو را صدا بزند اجابت كننده اي به بركت صلوات بر محمد و آل محمد
چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم چند مشت آب به صورت مي زنم و سپس نيت : دو ركعت عشقي مي خوانم الله اكبر ... . بنام يگانه معبودم . سپاس معشوقم را كه همه عالم از آن بازي عشق اويند ، عشوه اش تنها محرك عالم و كلامش فناي آن . مرا جز دامن محبتش راهي نيست و شكن زلفش زندان دائمي قلب من است كه تمام خلقت در آن اسيرند . واگر چه بيخبران را ملعبه پوچ به خود واداشته است ليك همه از آن اويند و تو اي تنها معشوق من مرا از آن بازي عشق خود قرار ده كه اگر چه هيچم ليك چون از توام ، از آن تو ام .... . گونه هايم خيسند . نه واژه را مي شنوم و نه سجاده را ميبينم . تنها شوكت عشق را ميبينم كه در گوشه ابرويي هبوط كرده است . و اينجا اوج سوختن من است . به ناگاه بر كمر خم مي شوم چراكه در مقابل الف قامت عشق توان ايستادن نيست .و او مهربانترين معشوق همياراين هيچ شده و سر اين ناخلف عشاق را بالا ميگيرد تا نمود عشقش را در زلال دانه هاي اشك من ببيند .آري چيزي كه بهترين شفاعت نزد اوست . لطافت دل را. واين بار اين منم كه بيهوش بر خاك مي افتم تا پيش پايش چون اسماعيلي ديگر محو شوم . و باز اين اوست كه روبه رويم مي نشيند و سر مرا به زانو ميگيرد . آي اي ليلا صفتان و اي مجنون سرشتان به كدام آئين چنين معشوقي يافت مي شود كه خود خالق باشد و خود حبيب. خود عاشق باشد و خود معشوق . خود درد باشد و خود درمان و خود .... . و همه و همه براي مخلوق خود . آري خود عاشق تر از عاشق خود و خود معشوق تر از عشق . چراكه هر كجا نام معشوق و عاشقي مانده است همه به خاطر نفس عشق بوده نه شخص عاشق و يا شخص معشوق . و اين هردو ، عاشق و معشوق عاشق عشق بودند و طفيل عشق . ساعتي مي گذرد و من براي او به اين خاك باز مي گردم. در حالي كه خاكستر دلم در تمام شريان هاي وجودم جريان يافته و ديگر نه خمي در ابرو دارم و نه غمي بر دل از قصور خاك . بلكه تنها به بزرگي مي انديشم كه در او نه نقصي است و نه كهولتي . اوست كه من برايش زنده ام و براي او زندگي خواهم كرد . و اگر تمام عالم چون شيطان قسم خورده در برابرم قرار گيرند ، من از آن اويم و بس . پس با دلي آرام و قلبي مطمئن ركعت عشق را تمام مي كنم: ... السلام علينا و علي عباد الله صالحين السلام عليكم و رحمه الله و بركاته.
عشق از نگاه جبران خليل جبران... اگر چه گذرگاه هايش ترسناک وپر نشيب باشد وچون بالهايش شما را در بر گيرد، به او تن سپاريد اگر چه شمشير پنهان در ميان پرهايش شما را در بر گيرد، به او تن سپاريد اگر چه شمشير پنهان در ميان پرهايش شما را زخمناک کند وانگاه که با شما سخن گويد او را باور داريد اگر چه اوايش روياهايتان را براشوبد ،هم بدانسان که باد شمالي باغ را ويران ميسازد زيرا عشق همچنان که تاج بر سرتان مينهد ،شما رابه صليب نيز خواهد کشيد و هم بدانسان که کارش روياندن شماست ،به پيرايش شما نيز خواهد پرداخت. وهمچنان که تا بلنداي قامتتان فراز ميشودو تردترين شاخه هايتان را که در زير افتاب لرزان است نوازش ميکند ،تا ريشه هايتان نيز فرو خواهد شد وپيوند استوار انها را با خاک خواهد گسست. بسان بافه هاي گندم شما را در اغوش خويش ميکشد.تا شما رابرهنه سازد ،تا شما را در هم کوبد. تا پوسته ها را از شما دور سازد ،تا شما را غربال کند. تا سپيدي شما را ميسايد تا نرمش ، شما را ورز ميدهد. انگاه شما رابر اتش مقدس خويش ميگمارد ،باشد که ضيافت ايزدي خداوند را ناني مقدس شويد. اما اگر در هراس خويش ،تنها بدنبال ارامش وشادي عشق بوديد ،شما را ان بايسته تر که برهنگي خود را بپوشانيد و از خرمن گاه عشق بيرون رويد ،و به دنيايي بي فصل گام بگذاريد، انجا که ميخند يد اما نه تمامي خنده تان راو ميگرييد اما نه تمامي اشکهايتان را . عشق جز خودش چيزي را ارزاني نميدارد و جز از خودش چيزي نميستاند .
هنگامي که عشق ميورزيد ،روا نيست بگوييد خدا در قلب من است بهتر ان که بگوييد من در قلب خدا جاي دارم. ومينديشيد که ميتوانيد عشق را رهبري کنيد زيرا عشق است که اگر شما را شايسته يابد راه را به شما خواهد نمود. عشق را ارزويي جز کمال بخشيدن به خود نيست.اما اگر عشق ميورزيد واز ارزومندي ناگزيريد ،بگذاريد ارزوها يتان چنين باشد: ذوب شدن و رفتن ،همانند جويي که نغمه خود را به گوش شب ميسرايد. درد مهر سرشار را شناختن.زخمناک بودن از دريافت عاشقانه خودو خواهان شاد مانه ،خون دادن. سپيده دمان با قلبي بالدار بيدار گشتن وسپاس گزاردن براي روزي ديگر از عاشقي. و به نيمروزان ارميدن ودل در نشئه عشق بستن وانگاه خفتن با نيايشي عاشقانه در دل براي محبوب وسرود ستايشي بر لبان.
صدای عشق هميشه در عشق فاصله هايی است ! فاصله هايی كه در ابهام غرقند ! لحظاتی به تماشايم بنشين ، اين تنها دلخوشی من در خلوت جاودانگی است . سكوتم را به رؤيايت گره بزن و اندوهت را به بيكرانم جاری ساز . به تماشايم بنشين ، اما نزديك مشو كه چيزی جز آوای مرگ و فريادی جز تنهايی نخواهی شنيد و افقی جز نيستی نخواهی ديد . اين دوزخ سوزان برای تنهايی و غم من است ، اگر در عين تشنگی نمينوشم و در بغض نميگريم ، از اين ميترسم كه دانه ای بر سينه ام برويد و خلوتم را برچيند .... هميشه در عشق فاصله ای هست حتی شايد پس از مرگ .... ! و عشق ، تنها عشق ترا به گرمی يك سيب ميكند مأنوس و عشق ، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد مرا رساند به امكان يك پرنده شدن *** و عشق سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشياست و عشق .. صدای فاصله هاست صدای فاصله هايی كه غرق ابهامند نه ، صدای فاصله هايی كه مثل نقره تميزند و با شنيدن يك هيچ ميشوند كدر هميشه عاشق تنهاست و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست
If I possessing the gift of divination and Being aware of all knowledge and secrets If I possessing such strong faith to be able To shake all the mountains of the world " I΄ m nothing without love"
و بر همه راز هاو دانش ها واقف باشم اگر آنچنان ايمانی داشته باشم که بتوانم کوه ها را بجنبانم اما بدون عشق هيچ هستم
ز ساز دل چه شنيدى كه باز مى گويى مگر چو باد وزيدى به زلف يار كه باز به گوش دل سخن دلنواز مى گويى؟ مگر حكايت پروانه مى كنى با شمع كه شرح قصه به سوز و گذار مى گويى؟ كنون كه راز دل ما ز پرده بيرون شد بزن كه در دل اين پرده راز مى گويى؟ به پاى چشمه طبع من اين بلند سرود به سرفرازى آن سرو ناز مى گويى به سررسيد شب و داستان به سر نرسيد مگر فسانه زلف دراز مى گويى دلم به ساز تو رقصد كه چون نسيم صبا پيام يار به صد اهتزاز مى گويى به سوى عرش الهى گشوده ام پر وبال بزن كه قصه راز و نياز مى گويى نواى ساز تو خواند ترانه توحيد حقيقتى به زبان مجاز مى گويى ترانه غزل «شهريار» و ساز «صبا»ست بزن كه سوز دل من به ساز مى گويى
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 11:52 توسط علی |
|
|
علمی
|
|
یا حق با سلام و خسته نباشید خدمت شما سروران گرامی
TextMaker انتخابي بهتر نسبت به Word مايکروسافت برنامه واژه پرداز شرکت SoftMaker هم اکنون در نسخه آزمايشي منتشر شده است. بله واژه پردازهاي ديگري هم مانند واژه پرداز Word مايکروسافت که در همه جا رايج است وجود دارند. يکي از اين نرم افزارها TextMaker متعلق به شرکت نرم افزاري آلماني SoftMaker مي باشد که از شهرت کمي برخوردار است. جديدترين نسخه آزمايشي اين نرم افزار اين هفته براي سيستم عامل ويندوز منتشر شده است. Tobias Leissner سخنگوي شرکت SoftMaker مي گويد کاربران کامپيوترهاي به دو دليل ممکن است به اين نرم افزار علاقه مند شوند. يکي از اين دلايل قيمت است. اين محصول که انتظار ميرود اواخر ماه اکتبر به صورت تجاري در معرض فروش قرار گيرد براي کاربران نهايي قيمتي حدود 49 دلار و 50 سنت خواهد داشت.
لينوکس، ويندوز موبايل، Qtopia، و FreeBSD هماهنگي دارد و همچنين با فايلهاي نرم افزار Word مايکروسافت با پسوند doc سازگار است. به عنوان مثال کاربران قادر خواهند بود که اسناد خود را در برنامه هاي Word در نسخه هاي 6.0 ، 95، 97، 2000، Word XP و Word 2003 و همچنين نسخه Word مخصوص کامپيوترهاي مکينتاش با اين برنامه مبادله کنند. همچنين پشتيباني از فرمتهاي مختلف فايلي در نرم افزار Textmaker وجود خواهد داشت که شامل HTML, RTF, Pocket Word, plain text و Unicode مي باشد.
استفاده قرار مي گيرد پشتيباني مي کند. OpenOffice يک نرم افزار رايگان و کدباز است اما يک نسخه از آن که داراي ويژگيهاي اضافي مي باشد StarOffice نام دارد و به عنوان يک محصول تجاري با قيمت 49 دلار و 95 سنت در بازار عرضه مي شود.
زبان انگليسي؛ اين نرم افزار به زبانهاي آلماني، فرانسوي، اسپانيايي، پرتقالي، روسي و چيني ساده در دسترس خواهد بود. دوربين هاي نيکون رکورد مي شکنند
يا کامپيوتر شما انتقال ميNICO دهند. اين هفته شرکت نيکون اعلام کرد که اين شرکت ساخت دو مدل دوربين جديد با ساختار آداپتور بيسيم شبکه را آغاز کرده است.
ذخيره سازي يا انتقال به يک پرينتر WI-FI براي چاپ استفاده شود. همچنين امکان اين وجود دارد که تصوير گرفته شده به وسيله دوربين به طور خوکار به کامپيوتر شخصي ارسال شود. در اين حالت عکس مورد نظر بر روي حافظه دوربين نيز ذخيره مي شود پس در اين صورت حافظه موقتي دوربين مي تواند تميز شود و انتقال ادامه پيدا کرده تا عکس به طور کامل منتقل شود.
مانند کامپيوتر شخصي برقرار مي شود و در حالت زير ساختي (INFRASTRUCTURE) اتصال بوسيله يک ايستگاه پايه کارت شبکه بيسيم به يک وسيله متصل به شبکه صورت مي گيرد
دو مدل موجود
هستند. تنها تفاوت عمده آنها در ابعاد عکسي است که مي توانند بگيرند. مدل P1 يک دوربين 8 مگا پيکسلي است در حاليکه مدل P2 داراي دقت 5 مگاپيکسل مي باشد. در عمل اين اختلاف بدان معناست که بزرگترين و بهترين تصوير مدل P1 داراي ابعاد 3264 در 2448 پيکسلي و مدل P2 داراي حداکثر دقت 2592 در 1944 پيکسل مي باشد.
ثانيه و در مورد P2 با شرايط مشابه 4 ثانيه مي باشد.
زبان صفحه نمايشگر اين دوربين قابليت تغيير بين زبانهاي انگليسي، آلماني، اسپانيايي، فرانسوي، ايتاليايي، هلندي، سوئدي، ژاپني، دو سبک سنتي و آسان شده زبان چيني، زبان کره اي و روسي را داراست. عمر باتري براي 180 بار عکسبرداري در مدل P1 و 190 بار در مدل P2 کافيست.
حدود 400 دلار بفروش خواهد رسيد. به گفته نيکون دوربينهاي مجهز شده به WI-FI اولين سري از دوربينهايي هستند که با چنين ويژگي اي به بازار ارائه مي شوند اما ايده اين دوربينها جديد نيست. در سال 2002 شرکت SANYO ELECTRIC نمونه اوليه دوربينهايي را داراي سيستم WI-FI دروني سازي شده بودند را در نمايشگاه CEATEC در ژاپن ارائه کرد اما اين دوربينها هيچ گاه به بازار وارد نشد. شرکت نيکون خودش به آداپتورهاي WI-FI روي آورده است تا براي مدلهاي حرفه اي خود يعني دوربينهاي D2H و D2Xاين امکان را بيفزايد و EASTMAN KODAK يک کارت WI-FI اختياري براي دوربين EASYSHARE ONE خود ارائه مي دهد.
کامپيوترهاي انگليسي حمله مي کنند
مطالعه شرکت Symantec تخمين مي زند که بيش از يک ميليون کامپيوتر در سرتاسر جهان به روبات هاي مخرب آلوده هستند. روباتها برنامه هاي مستقلي هستند که يک کاربر را در شبکه اي از کاربران مختلف مثلا در يک اتاق چت و يا در يک بازي شبکه اي شبيه سازي مي کنند.
به نتايج غير قابل انتظاري در انگلستان شده است. يکي از اين پيشامدها مورد هجوم واقع شدن کاربران اين خطوط توسط شبکه هاي روباتهاي مخرب اينترنتي مي باشد. به گفته بخش امنيتي شرکت Symantec در نيمه اول سال 2005 ميلادي، سومين دسته از کامپيوترهاي آلوده به اين روباتهاي مخرب که zombies ناميده شده اند در انگلستان قرار گرفته بودند. شرکت Symantec تخمين مي زند که بين 1 تا 2 ميليون کامپيوتر در جهان با اين نرم افزار روبات آلوده شده اند. اين روباتها شرايطي را فراهم مي آورند تا سيستم آلوده به آنها به طور مخفيانه از طرف نفوذگران مورد کنترل قرار گيرد.
در اينترنت و ديگر اينکه امکان فراهم سازي سطح نسبتا بالايي از ويژگي غير قابل شناسايي بودن کاربران را دارا مي باشند که اين شرايط فرصت خوبي را براي هکرها بوجود مي آورد.
http://www.pcworld.com/news/article/0,aid,122258,00.asp
افزايش بيش از 140 درصدي آنها را در 6 ماه قبل شاهد بوده ايم. اين شبکه هاي کامپيوترهاي zombie سلاحي براي انتخاب ارسال کنندگان Spam و حمله کنندگان فيشينگ به مانند هکرها را فراهم مي سازد تا بتوانند هر گاه اراده کنند سروري را از سرورهاي اينترنت قرباني درخواست هاي ناخواسته و پي در پي داده کرده و با اين روش که حملات denial of service و به اختصار DoS نام دارد آن سرور را از کار بيندازند.
که به ترتيب داراي سهم 8 و 5 درصدي از آلودگي کلي اين روباتها در سطح جهان هستند. سئول بعد از اين دو شهر در مقام سوم با سهم 4 درصدي قرار مي گيرد.
که به ترتيب سهم 19 و 7 درصدي دارند.
McAfee رشد زيادي از اين روباتها را در گزارشات اخير خود در سال جاري تخمين زده است. America Online نيز در تحقيقي ديگر شبکه هاي آلوده به اين روبات را يافته بود.
ترابيت در ثانيه مورد توجه واقع شده است.
مخابرات اين کشور اعلام کرده است که اتصالات داراي پهناي باند بالا نسبت به سال گذشته دوبرابر شده است. اين شرکت توانسته است 5 ميليون خط را 12 ماه قبل از زمان مورد انتظار فراهم کند.
ظهور کرمي که خود را وابسته به گوگل معرفي مي کند
تغيير قيافه اي که خود را به جاي نسخه رايگان بازي Lucasfilm جا ميزند. کساني که به دنبال نسخه رايگان بازي جنگ ستارگان هستند ممکن است به جاي بدست آوردن اين بازي، خود را درحالي ببينند که نسخه اي از يک کرم امنيتي را بر روي سيستم خود نصب مي کنند که نتايج جستجويي مانند گوگل را به آنها تحويل مي هد. اين کرم که P2Load.A ناميده شده است در حال گسترش در شبکه هاي P2P (Peer-to-peer) مي باشد و توسط نرم افزارهايي مانند Shareaza و Imesh منتشر مي شود. اين کرم خود را در قالب يک نسخه رايگان از بازي Lucasfilm ظاهر مي کند. اين خبر را Forrest Clark مدير ارشد بخش بازاريابي شرکت آنتي ويروس Panda بيان مي کند.
شيلي منتشر شده است.
صفحه جستجوي گوگل دسترسي پيدا کند به صفحه اي شبيه آن هدايت مي شود که سرور آن سايت در کشور آلمان قرار دارد.
گوگل را ارائه دهد. اما لينکهاي اسپانسرها که در کنار صفحه گوگل قرار مي گيرند متفاوت از گوگل هستند. در واقع در اين سايت تبليغات متني با نوع تقلبي آنها جايگزين مي شود و با اين کار به طور انتخابي نتيجه جستجو را تغيير مي دهد.
هدايت مي شوند. اين کار با تغيير آدرس موتور جستجوي پيشفرض مرورگر اينترنت به اين آدرس تقلبي در سيستم عامل آن کامپيوتر صورت مي گيرد. موتور جستجوي پيشفرض مروگر اينترنت در صورت پيدا نکردن يک آدرس آن را در اينترنت جستجو مي کند. اين صفحه به صورت پيشفرض در ويندوز شما را به سايت MSN هدايت مي کند.
احتمالا اين حمله را تبديل به حملات فيشينگ کنند.
کرده و با افزايش تعداد بازديد کنندگان سايتهاي مورد نظر که به صورت اسپانسرهاي تقلبي ليست شده اند درآمد انها را افزايش دهد.
کنند که طوري تغيير يافته است که چيزي شبيه به يک فروشگاه اينترنتي به نظر مي رسد.
Fireox و Internet Explorer استفاده مي کنند.
|
|
2 نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 9:14 توسط علی |
|
|
دل بیقرار
|
|
هو الحق
خود بر انسانی همچون من دستور سجده داده ای! ای خدا! ای خدای مهربانی! ای خدای خوبی! ای خدای ارزن و گندم! ای دهنده نعمت آب! ای نقاش جهان و فلک! ای زنده کننده جان و روح بيمار من! ای خالق عقل و کمال! ای خدای بزرگ! ای رحمان! ای رحيم! تو را قسم به شب پر ستاره، تو را قسم به دل پاره پاره، تو را قسم به شهاب گريزان، تو را قسم به لحظه های برگ ريزان، تو را قسم به نگاه معصوم کودک، تو را قسم به شکوه باز شدن غنچه های پر اميد، تو را قسم به اشک توبه، تو را قسم به ستاره های دل انگیز، تو را قسم به دعای مادر! چنان ذکرت را بر زبانم جاری کن که حتی در بستر بيماری و در زمان گفتن هر آنچه که نمی دانم، فقط نام تو بر زبانم باشد بگذار چنان در روح و افکارم رخنه کنی که هيچ تارو پودی از من بدون تو شکوفا نگردد. چنان در درون روحم باش تا هر گام و حرکتی از من بوی خدا بدهد...
با سلام و عرض ادب خدمت شما سروران گرامی امیدوارم همیشه سربلند باشید از اینکه به وبلاگم سر زدین ممنونم
اگر برآورده شود رحمت است اگر برآورده نشود حكمت است التماس به مردم خفت است اگر برآورده شود منت است اگر برآورده نشود ذلت است
و خدا به موسی (ع) گفت : هرگاه بنده ای مرا می خواند آن چنان به سخن او گوش می سپارم که گويی بنده اي جز او ندارم ... اما شگفتا!! که بنده ام همه را چنان می خواند که گويی همه خدای اويند جز من !!!
چهـره آراسـت چـو گل پـرده ز رخسـار فكـنـد شـور در بـاغ فـرو ريخـت چـمـن سبـزه شكفـت پـاي بـر كـوچــه نهـاد و قـدمـش راه گشـود زلف بر بـــاد فشــان صد گـره دلـهـا بـافت آسـمـان رنـگ تـمـاشـا زد و بـاران بـاريـد عـيـد شـد گــرچــه زمــان پــايـيــز اسـت غـنچــه هـا مسـت و شـراب شـب شبـنـم جـاري تـنگ دل گشتـم و كـامـم ز عطش لبـريـز اسـت دسـت در تـاج گـل و حـلقـه لـب چـون سـرخـي چشــم آتـش نگهـش مــوج فــرامــوشـي داشـت مـيخــرامـد ز دلـم آهــوي چشـمــان زمــان تــا قـدم بـر طـرف شـوق تنم بـر مـيـداشـت
گفتار امام علی (ع) بزرگترین تفریح......................کار است بزرگترین بلا.........................نوامیدی است بزرگترین شجاعت..................صبر است بزرگترین استاد......................تجربه است بزرگترین اسرار.....................مرگ است بزرگترین افتخار....................ایمان است بزرگترین سود.......................فرزند نیک است بزرگترین هدیه.......................گذشت است بزرگترین سرمایه...................اعتمادبنفس است
تا سحرسودای دل با ناله بود و آه بود چشم شوق گریه در سر داشت، من نگذاشتم ور نه از طوفان روح من خدا آگاه بود صحبت از ما بود و من در پرده کردم شکوه ها شرم رهزن شد والا ّ اشک من در راه بود کاشکی سر بشکند، پا بشکند، دل نشکند سرگذشت دل شکستن بود و بس جانکاه بود سوختم از آتشت،خاکسترم بر باد رفت داستان عشق ما کوتاه و بس کوتاه بود
نمی دانم کجایی در این شب ؟ به چه می اندیشی ای امام من؟!! رویم از تو بسی شرمساراست تو بودی امید شبهای تاریک در بیابانهای غمگین جمکران تو بودی امید بخش دل بیقرارم در سکوت این زندگی من از تو شرمسارم ای امام من از تو که برکات حضورت را در تاروپود زندگییم دیدم از تو من شرمسارم تا نفس می کشم من می دانم و تو .... می دانم که دیگر مرا نمی پذیری به بوسیدن خاک پایت من دلم برای تک تک لحظاتی که در کنارت در اون جمع مقدس داشتم تنگ شده ... من تو را می خواهم حتی اگر مرا نخواهی می خواهم در من ننگری بلکه در خود و کرم خود نگری یا اباصالح... منتظرت هستیم هر چند که ما را قابل ندانی وقتی اسمت را بر زبان می آورم تمام ذرات بدنم از عظمت شما به قامت بر می خیزند.. من با همه ی کاستی هایم با تمام وجودم به شما عشق می ورزم ای امام من یاده این شعره قشنگ بخیر ابا صالح هر کجا هستی التماس دعا ... من دلم تنگ شده آقا سلام بر تو آن هنگام که زلال جاری صدایت دلهای تشنه ما را سیراب می کند. سلام بر تو آن هنگام که یاس های سپید آیات الهی بر لبانت شکوفا می شود. ای صاحب عصر و ای امام زمان! سلام بر تو آنگاه که خورشید به استقبالت می آید و درود بر تو آن زمان که ماه با همه ستارگانش جای پایت را بوسه می زندد. ای امام جمعه موعود! سلام بر تو هنگامی که عطر نماز و قنوتت به گرد گنبد آسمان می پیچد. سلام بر تو آنگاه که ذکر رکوع و سجودت در محراب زمین جوانه می زند. سلام بر تو هر زمان که از نسیم تکبیر و تهلیلت صحن قلبهای عاشق لبریز از خدا می شود. ای چهاردهمین بدر آسمان خدا! سلام بر تو آنگاه که پلک صبح بر سر انگشت محبتت گشوده می شود و آن هنگام که مهربان ترین ماه ها با تبسم دلنشینت طلوع می کند. ای عزیز دل ما! سلام بر تو آن زمان که یوسف ماه از حسن بی حد تو سر در چاه شب فرو می برد و آن هنگام که نسیم دست خدا نقاب از چهره زیبای تو بر می دارد و آفتاب نگاهت بر اهل زمین سایه می افکند. سلام بر تو که سطر نخستین کتاب انتظاری و سرآغاز دفتر آرزوها.درودهای بی پایان همه قلب ها و قلم ها بر تو باد.
گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنقدر محو که یکدم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا نرود از چشمم ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
برگزيده ای از سخنان حضرت عيسی (ع) :
خوشا به حال آنان که مهربان و با گذشت اند ، زيرا از ديگران گذشت خواهند ديد. خوشا به حال پاکدلان ، زيرا خدا را خواهند ديد. گمان مبريد که آمده ام تا تورات موسی و نوشته های ساير انبياء را منسوخ کنم ؛ من آمده ام آنها را تکميل نمايم و به انجام رسانم. هر که احکام خدا را اطاعت نمايد و ديگران را نيز تشويق به اطاعت کند ، در ملکوت آسمان بزرگ خواهد بود. او (خدا) آفتاب خود را بر همه می تاباند ؛ چه بر خوبان ، چه بر بدان ، باران خود را نيز بر نيکوکاران و ظالمان می باراند. از کسی ايراد نگيريد تا از شما نيز ايراد نگيرند. زيرا هر طور که با ديگران رفتار کنيد ، همانگونه با شما رفتار خواهند کرد. چرا پر کاه را در چشم برادرت می بينی ، اما تير چوب را در چشم خودت نمی بينی؟ چگونه جرأت می کنی بگويی : اجازه بده پر کاه را از چشمت در آورم ، در حالی که خودت چوبی در چشم داری؟ بخواهيد تا به شما داده شود ، بجوييد تا بيابيد ، در بزنيد تا به روی شما باز شود ، زيرا هر که چيزی بخواهد ، به دست خواهد آورد ، و هر که بجويد ، خواهد يافت . کافی است در بزنيد که در به رويتان باز می شود. آنچه می خواهيد ديگران برای شما بکنند ، شما همان را برای آنها بکنيد.
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 8:33 توسط علی |
|
|
شمیم عشق
|
|
در جشن باشکوه روزی که آغاز می شود و در تمامی روزهایی که شیرینی نام تو بر لبانم می نشیند، من عهد دیرینه خویش را با صاحب صبح و امام عصر تازه می کنم و دست بیعتم را در زلال دستانش معطر می سازم تا شعر سپید این عشق در صحن دلم تکرار شود. طراوت جاری این عهد و بیعت هرگز از باغ خاطرم بیرون نمی رود و پیوسته شال سبز محبتش را بر گردن می نهم تا نوازشگر شانه های لرزانم باشد. خالق مهربان من! پنجره قلب منتظران رو به آسمان بیکرانت گشوده است تا به یک اشارت تو، غبار و اندوه غیبت از دل ها برخیزد و چشم ها به تماشای باران ظهور بنشیند. خدایا! شب یلدای هجران را به یمن ظهور ماه کاملش، کوتاه کن که شب پرستان، همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مومنان طلوع خورشید جمالش را نزدیک می دانیم. ای منتظران، مژده که این منتظر آمد محبوب خدا حجت ثانی عشر آمد در نیمه شعبان به دو صد طنطنه و ناز مقصود حق از خلقت جن و بشر آمد اللهم عجل لولیک الفرج..........آمی
بخواند دعای او را مورد اجابت قرار می دهیم.( سوره بقره ) خداوندا مرا وسیله ای برای صلح و آرامش قرار ده. بگذار هرجا تنفر است بذر عشق بکارم، هرجا آزردگی است ببخشایم، هرجا شک است ایمان، هرجا تاریکی است روشنایی، و هرجا غم جاری است شادی نثار کنم. الهی توفیقم ده که پیش از طلب همدردی، همدردی کنم. پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم. زیرا در عطا کردن است که می ستانیم. در بخشیدن است که بخشنده می شویم و در مردن است که حیات ابدی میابیم. خدا عظیم نیست او عظمت است. خدا مهربان نیست او مهربانی است. خدا عاشق نیست او عشق است و عظمت و مهربانی توسط ما فرصت حضور پیدا میکند. وقتی دست ناشنوایی را میگیریم یا با عشقی خالصانه به حرفهای انسانی تنها و دردمند گوش می سپاریم و گره از کار کسی می گشاییم، پروردگار مجال حضور بر زمین را یافته است. جهان در انتظار حضور همه ما است. کار خدا خلق انسان بود و رسالت انسان تجلی خداوند بر روی زمین است. انسان نردبانی است که از طریق آن خدا از فراز آسمان بر زمین گام می نهد شما عظیم تر از انی هستید که می اندیشید.
طواف كعبه صورت حقت بدان فرمود كه تا به واسطه آن دلي بدست آري هزار بار پياده طواف كعبه كني قبول حق نشود گر دلي بيازاري بده تو ملكت و مال و دلي بدست اور كه دل ضياء دهدت در لحد شب تاري هزار بدره زرگر بري به حضرت حق حقت بگويدت:دل آر اگر به ما آري كه سيم و زر بر ما لاشي است بي مقدار دل است مطلب ما گر مرا طلب كاري ز عرش و كرسي و لوح و قلم فزون باشد دل خراب كه آن را كهي نبشماري مدار خوار دلي را اگر چه خوار بود كه بس عزيز عزيز است دل دران خواري دل خراب چو منظر گه اله بود زهي سعادت جاني كه كرد معماري عمارت دل بيچاره دو صدپاره ز حج و عمره به آيد به حضرت باري كنوز به خدمت دلها ببند چاكروار كه برگشايد در تو طريق اسراري گرت سعادت و اقبال گشت مطلوبت شوي تو طالب دلها و كبر بگذاري چو همعنان تو گردد عنايت دلها شود ينابع حكمت ز قلب تو جاري روان شود زلسانت چو سيل آب حيات دمت بود چو مسيحا واي بيماري براي يك دل موجود گشت هر دو جهان شنو تو نكته لولاك از لب قاري و گرنه كون و مكان را وجود كي بودي؟! ز مهر و ماه و زارض و سماي زنگاري خموش وصف دل اندر بيان نميگنجد اگر بهر سر مويي دو صد زبان داري
وقتی به حقیقت سخن گفتم گفتند دروغ است وقتی گریه کردم گفتند کورانه است وقتی که خندیدم گفتند دیوانه است وقتی به ستایش تو روی آوردم گفتند خرافات است خواستم عاشق شوم گفتند گناه است وقتی سکوت کردم گفتند عاشق است
میرسد مژده گل بلبل خوش الحان را ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی خدمت ما برسان سرو و گل و ريحان را گر چنين جلوه کند مغبچه باده فروش خاکروب در ميخانه کنم مژگان را ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان مضطرب حال مگردان من سرگردان را ترسم اين قوم که بر دردکشان میخندند در سر کار خرابات کنند ايمان را يار مردان خدا باش که در کشتی نوح هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را برو از خانه گردون به در و نان مطلب کان سيه کاسه در آخر بکشد مهمان را هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است گو چه حاجت که به افلاک کشی ايوان را ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد وقت آن است که بدرود کنی زندان را حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
چند پند از مولای متقییان آنچه که برقضاوقدرفایق می آید.........................صبر است آنچه که آدمی را صقیل می دهد.........................کار است آنچه که کهنه اش بهتراست...............................دوست است آنچه که ازعلم بهتر است.................................تجربه است آنچه که برای مرد ننگ است............................غصه است آنچه که بیش از مرگ آدمی را می کشد...............نوامیدی است آنچه که هرقدر دراز باشد کوتاه است..................عمر است آنچه که کمش هم زیاد است..............................دشمن است آنچه که زیادش هم کم است..............................ایمان وجوانمردی است
تا سحرسودای دل با ناله بود و آه بود چشم شوق گریه در سر داشت، من نگذاشتم ور نه از طوفان روح من خدا آگاه بود صحبت از ما بود و من در پرده کردم شکوه ها شرم رهزن شد والا ّ اشک من در راه بود کاشکی سر بشکند، پا بشکند، دل نشکند سرگذشت دل شکستن بود و بس جانکاه بود سوختم از آتشت،خاکسترم بر باد رفت داستان عشق ما کوتاه و بس کوتاه بود
هرگز از ياد من آن سرو خرامان نرود از دماغ من سرگشته خيال دهنت به جفاي فلك و غصه دوران نرود در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند تا ابد سر نكشد وز سر پيمان نرود آنچنان مهر توام در دل جان جاي گرفت كه اگر سر برود از دل و از جان نرود
یا حق
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 11:45 توسط علی |
|
|
علمی
|
||||||||||||||||
|
||||||||||||||||
|
2 نوشته شده در
یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 9:19 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
تک تک تپش های بی امان قلبم تو را فرياد می زنند
ای بی نیاز کننده نياز مندان تمامی رحمتت را نياز مندم |
|
RSS
|